السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
156
سيره معصومان ( فارسي )
پدرش آمد . ظرف آبى در دست داشت . پيغمبر ( ص ) صورتش را به آب شست . امير المؤمنين ( ع ) نيز به پيامبر ( ص ) رسيد . دست على تا شانهاش از خون رنگين شده بود . ذو الفقار را نيز بر دست داشت و آن را به فاطمه داد و گفت : اين شمشير را بگير كه امروز وفادارىاش را به من نشان داد . سپس شروع كرد به خواندن اين ابيات : أ فاطم هاك السيف غير ذميم * فلست برعديد و لا بمليم لعمرى لقد اعذرت فى نصر احمد * و طاعة رب بالعباد رحيم اميطى دماء القوم عنه * سقى آل عبد الدار كأس حميم اى فاطمه بگير اين شمشير نانكوهيده را كه من بددل ترسان و ملامتگر نيستم . به جان خودم در يارى دادن احمد و طاعت پروردگارى كه به بندگانش مهربان است ، سخت كوشيدم . خونهاى مردمان را از روى اين شمشير بزداى كه ( امروز ) جام آتش ( مرگ ) را به خاندان عبد الدار نوشانيد . رسول خدا ( ص ) فرمود : فاطمه شمشير را بگير ، شوهرت امروز وظيفهاى را كه داشت خوب به انجام رسانيد و خداوند با شمشير او سران قريش را بر خاك انداخت . سران اوس و خزرج اين شب ، شب جنگ احد ، را بر در سراى رسول خدا ( ص ) و به پاسدارى از خانهها سپرى كردند . سعد بن عباده ، سعد بن معاذ ، حباب بن منذر ، قتادة بن نعمان و عدهاى ديگر در ميان اينان بودند . غزوهء حمراء الاسد چون رسول خدا ( ص ) روز يكشنبه ، هشتم شوال سى و دو ماه گذشته از هجرت ، از نماز صبح بازگشت ، به بلال دستور داد تا در ميان مردم بانگ زند كه رسول خدا ( ص ) شما را مىفرمايد كه در پى دشمنتان بيرون شويد و تنها بايد كسانى با ما همراه شوند كه ديروز ( در جنگ احد ) با ما بودهاند . جابر بن عبد اللّه با آن حضرت گفتوگو كرد و اظهار داشت : پدرم ( در جنگ احد ) مرا بر هفت خواهرم به عنوان سرپرست نهاد و گفت : فرزندم ! براى من و تو روا نيست كه اين زنان را بىسرپرست رها كنيم و من هم در جهاد تو را بر خود مقدم نمىدارم . رسول خدا ( ص ) به او اذن حركت داد . آن حضرت پرچم پيچيده شده از روز گذشته را كه هنوز آن را باز نكرده بودند ، خواست و آن را به على بن ابى طالب داد . پيامبر ( ص ) در واقع به قصد ترساندن دشمنان حركت كرد تا خبر خارج شدن او به گوش آنها برسد و خيال كنند كه آن حضرت هنوز داراى نيروست و آن چه در احد بر سر آنان آمد ، آنها را در برابر دشمن سست نكرده است . اين خود يكى از تدابير بزرگ جنگى بود . مسلمانان در حالى كه زخمهاى زيادى داشتند و اكثر آنها مجروح بودند با آن